تبلیغات
بندگی خدا
یک عمر با تمام وجود گناه کردیم..نه عذابمان کرد و نه گناهانمان را فاش! اگر بندگی اش را بکنیم، با ما چه می کند.!؟

اى آقاى من تا چه رسد به من بنده ناتوان خوار ناچیز مستمند بیچاره!

شنبه 21 خرداد 1390 12:58 ق.ظ

نویسنده : ادواردو آنی یلی

اِلهى‏

به عزتت سوگند كه در تمام احوال نسبت به من مهربان باش و در تمام امور بر من عطوفت فرما اى معبود من و

 وَرَبّى‏ مَنْ لى‏ غَیْرُكَ، اَسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّى‏ وَالنَّظَرَ فى‏ اَمْرى‏، اِلهى‏

اى پروردگار من جز تو كه را دارم كه رفع گرفتارى و توجه در كارم را از او درخواست كنم اى خداى من و

 وَمَوْلاىَ اَجْرَیْتَ عَلَىَّ حُكْماً اِتَّبَعْتُ فیهِ هَوى‏ نَفْسى‏، وَلَمْ اَحْتَرِسْ فیهِ مِنْ‏

اى مولاى من تو بر من حكمى را مقرر داشتى كه در اجراى آن پیروى هواى نفسم را كردم و از فریبكارى دشمنم در این باره

 تَزْیینِ عَدُوّى‏، فَغَرَّنى‏ بِما اَهْوى‏، وَاَسْعَدَهُ عَلى‏ ذلِكَ الْقَضآءُ، فَتَجاوَزْتُ‏

نهراسیدم پس او هم طبق دلخواه خویش گولم زد و قضا (و قدر) هم با او كمك‏كردودراثر همین ماجراى شومى كه بر سرم آمد

 بِما جَرى‏، عَلَىَّ مِنْ ذلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ، وَخالَفْتُ بَعْضَ اَوامِرِكَ، فَلَكَ‏

 نسبت به پاره‏اى از حدود و احكامت تجاوز كردم و در برخى از دستوراتت راه مخالفت را پیمودم پس در تمام آنچه‏

 الْحَمْدُ عَلَىَّ فى‏ جَمیعِ ذلِكَ، وَلا حُجَّةَ لى‏ فیما جَرى‏ عَلَىَّ فیهِ قَضآؤُكَ،

پیش آمده تو را ستایش مى‏كنم و اكنون از حكمى كه درباره كیفر من جارى گشته و قضا و آزمایش تو

 وَاَلْزَمَنى‏ حُكْمُكَ وَبَلآؤُكَ، وَقَدْ اَتَیْتُكَ یا اِلهى‏ بَعْدَ تَقْصیرى‏ وَاِسْرافى‏

 مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانى ندارم و اینك اى معبود من در حالى به درگاهت آمده‏ام كه درباره‏ات كوتاهى كرده و

 عَلى‏ نَفْسى‏، مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقیلاً، مُسْتَغْفِراً مُنیباً، مُقِرّاً مُذْعِناً

بر خودزیاده‏روى‏نموده‏و عذرخواه و پشیمان و دل‏شكسته و پوزش‏جو و آمرزش طلب و بازگشت كنان و به گناه خویش اقرار و اذعان و

 مُعْتَرِفاً، لااَجِدُ مَفَرّاًمِمَّا كانَ مِنّى‏، وَلا مَفْزَعاً اَتَوَجَّهُ اِلَیْهِ فى‏ اَمْرى‏، غَیْرَ قَبُولِكَ‏

اعتراف دارم و راه گریزى از آنچه از من سر زده نیابم و پناهگاهى كه بدان رو آورم در كار خویش ندارم جز اینكه‏

 عُذْرى‏، وَاِدْخالِكَ اِیَّاىَ فى‏ سَعَةِ رَحْمَتِكَ، اَللّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرى‏، وَارْحَمْ‏

تو عذرم بپذیرى و مرا در فراخناى رحمتت درآورى پس اى خداى من عذرم بپذیر و بر سخت‏پریشانیم رحم كن

 شِدَّةَ ضُرّى‏، وَفُكَّنى‏ مِنْ شَدِّ وَثاقى‏، یارَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى‏، وَرِقَّةَ جِلْدى‏،

و از بند سخت گناهانم رهائیم ده اى پروردگار من بر ناتوانى بدنم و نازكى پوست تنم‏

 وَدِقَّةَ عَظْمى‏، یا مَنْ بَدَءَ خَلْقى‏ وَذِكْرى‏، وَتَرْبِیَتى‏ وَبِرّى‏ وَتَغْذِیَتى‏، هَبْنى‏

و باریكى استخوانم رحم كن اى كسى كه آغاز كردى به آفرینش من‏وبه‏یادمن‏وبپرورشم‏وبه‏احسان‏وخوراك دادنم اكنون به همان بزرگوارى و

 لِابْتِدآءِ كَرَمِكَ، وَسالِفِ بِرِّكَ بى‏، یا اِلهى‏ وَسَیِّدى‏ وَرَبّى‏، اَتُراكَ‏

كرم نخستت و سابقه احسانى كه به من داشتى مرا ببخش اى معبود من و اى آقاى من و اى پروردگارم آیا تو به راستى‏

 مُعَذِّبى‏بِنارِكَ بَعْدَ تَوْحیدِكَ، وَبَعْدَ مَا انْطَوى‏ عَلَیْهِ قَلْبى‏ مِنْ مَعْرِفَتِكَ، وَلَهِجَ بِهِ‏

 چنانى كه مرا به آتش عذاب كنى پس از اینكه به یگانگیت اقرار دارم و دلم به نور معرفتت آباد گشته و

 لِسانى‏ مِنْ ذِكْرِكَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَمیرى‏ مِنْ حُبِّكَ، وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافى‏

 زبانم به ذكر تو گویا شده و نهادم به دوستى تو پیوند شده و پس از اعتراف صادقانه و

 وَدُعآئى‏ خاضِعاً لِرُبُوبِیَّتِكَ، هَیْهاتَ اَنْتَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ، اَوْ

دعاى خاضعانه‏ام به مقام بنده‏پرورى و ربوبیتت؟ بسیار دور است! تو بزرگوارتر از آنى كه از نظر دور دارى كسى را كه خود پروریده‏اى یا

 تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَیْتَهُ، اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَیْتَهُ، اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلآءِ مَنْ كَفَیْتَهُ‏

 دور گردانى كسى را كه خود نزدیكش كرده یا تسلیم بلا و گرفتارى كنى كسى را كه خود سرپرستى كرده‏

 وَرَحِمْتَهُ، وَلَیْتَ شِعْرى‏ یا سَیِّدى‏ وَاِلهى‏ وَمَوْلاىَ، اَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلى‏

و به لطف پروریده‏اى و كاش مى‏دانستم اى آقا و معبود و مولایم آیا چیره مى‏كنى آتش دوزخ را بر

 وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً، وَعَلى‏ اَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحیدِكَ صادِقَةً،

چهره‏هایى كه در برابر عظمتت به سجده افتاده و بر زبانهایى كه صادقانه به یگانگیت گویا شده و سپاسگزارانه

 وَبِشُكْرِكَ مادِحَةً، وَعَلى‏ قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِیَّتِكَ مُحَقِّقَةً، وَعَلى‏ ضَمآئِرَ حَوَتْ‏

به شكرت باز شده و بر دلهایى كه از روى یقین به خدائیت اعتراف كرده‏اند و بر نهادهایى كه‏

 مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّى‏ صارَتْ خاشِعَةً، وَعَلى‏ جَوارِحَ سَعَتْ اِلى‏ اَوْطانِ‏

علم و معرفتت آنها را فرا گرفته تا به جایى كه در برابرت خاشع گشته و بر اعضاء و جوارحى كه مشتاقانه به پرستشگاهایت‏

 تَعَبُّدِكَ طآئِعَةً، وَاَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً، ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ، وَلا

شتافته و با حال اقرار به گناه جویاى آمرزش تو هستند چنین گمانى به تو نیست و

 اُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ یا كَریمُ یا رَبِّ، وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى‏ عَنْ قَلیلٍ مِنْ بَلاءِ

از فضل تو چنین خبرى به ما نرسیده اى خداى كریم اى پروردگار من و تو ناتوانى مرا در مقابل اندكى از بلاى‏

 الدُّنْیا وَعُقُوباتِها، وَمایَجْرى‏ فیها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى‏ اَهْلِها، عَلى‏ اَنَّ ذلِكَ‏

دنیا و كیفرهاى ناچیز آن و ناملایماتى كه معمولاً بر اهل آن مى‏رسد مى‏دانى در صورتى‏كه این‏

 بَلاءٌ وَمَكْرُوهٌ قَلیلٌ مَكْثُهُ، یَسیرٌ بَقآئُهُ، قَصیرٌ مُدَّتُهُ، فَكَیْفَ احْتِمالى‏ لِبَلاءِ

بلا و ناراحتى دوامش كم است و دورانش اندك و مدتش كوتاه است‏

 الْاخِرَةِ، وَجَلیلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فیها، وَهُوَ بَلاءٌ

آخرت و آن ناملایمات بزرگ را در آنجا دارم در صورتى‏كه آن بلا

 تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَیَدُومُ مَقامُهُ، وَلا یُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ، لِأَنَّهُ لا یَكُونُ اِلاَّ عَنْ‏

مدتش طولانى و دوامش همیشگى است و تخفیفى براى مبتلایان به آن نیست زیرا آن بلا از

 غَضَبِكَ وَاْنتِقامِكَ وَسَخَطِكَ، وَهذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالْاَرْضُ،

خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته و آن هم چیزى است كه آسمانها و زمین

 یا سَیِّدِى‏، فَكَیْفَ لى‏ وَاَنَا عَبْدُكَ الضَّعیفُ الذَّلیلُ الْحَقیرُ الْمِسْكینُ‏

تاب تحمل آن را ندارند اى آقاى من تا چه رسد به من بنده ناتوان خوار ناچیز مستمند بیچاره!

 الْمُسْتَكینُ


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 21 خرداد 1390 01:02 ق.ظ



تعداد کل صفحات : 21 1 2 3 4 5 6 7 ...