تبلیغات
بندگی خدا - "برخی از القاب امیرالمومنین،امام علی(علیه السلام)"
یک عمر با تمام وجود گناه کردیم..نه عذابمان کرد و نه گناهانمان را فاش! اگر بندگی اش را بکنیم، با ما چه می کند.!؟

"برخی از القاب امیرالمومنین،امام علی(علیه السلام)"

شنبه 2 بهمن 1389 07:49 ب.ظ

نویسنده : ادواردو آنی یلی

قال رسول الله :

* یاعلـــی! لایعرفک إلاّ الله و أنـــا



ـ امیر النحل 
 
نحل زنبور عسل را گویند.شاعرى گفته است:

"ولایتی لامیر النحل تكفینی‏ عند الممات و تغسیلی و تكفینی‏ و طینتی عجنت من قبل تكوینی‏ من حب حیدر كیف النار تكوینی "

«ولایت و دوستى من با امیر نحل،در وقت مرگ و غسل و كفن مرا كفایت مى‏كند. سرشت من پیش از آفرینشم با دوستى حیدر آمیخته،پس چگونه آتش مرا خواهد سوخت؟»

علامه سبط ابن جوزى گوید: مؤمنان به زنبور عسل مانند،زیرا زنبور عسل چیز پاكیزه مى‏خورد و چیز پاكیزه مى‏نهد،و على امیر مؤمنان است.

 امام صادق علیه السلام فرمود: محققا شما در میان مردم مانند زنبور عسل در میان پرندگان هستید. اگر پرندگان از محتواى درون زنبور عسل با خبر بودند یك زنبور عسل باقى نمى‏ماند و همه را مى‏خوردند همچنین اگر مردم را از محبتى كه شما از ما خاندان در دل دارید با خبر مى‏شدند شما را با زخم زبانهاشان مى خوردند و در نهان و آشكار به شما ناسزا مى‏گفتند .خداوند رحمت كند بنده‏اى از شما را كه بر ولایت ما باشد.

-الأنزع البطین
انزع از ماده «نزع» است به معناى كسى كه موى جلوى سر او ریخته باشد،و نیز به معناى كنده شدن و بریده شدن از چیزى است از جمله از شرك و گناه.
بطین از «بطن» است به معناى كسى كه شكم بزرگ دارد، و نیز كسى كه باطنش از علم سرشار است.

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: اى على، خداوند تو را و خاندان و شیعیان و دوستان شیعیان تو را آمرزیده است، پس مژدهباد تو را كه تو انزع بطین هستى، از شرك بریده‏اى و از علم سرشارى.

 علامه سبط ابن جوزى گوید:او را بطین گویند، زیرا باطنش سرشار از علم بود، او خود مى‏گفت : «اگر برایم بالشى تا كنند(بر آن نشینم و)همانا در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم برابر یك بار شتر مطلب گویم».و او را انزع گیند، زیرا از شرك بریده بود.

ابن اثیر گوید: در وصف على علیه‏السلام آمده كه او انزع بطین بود. آن حضرت موى جلو سرش ریخته بود،و شكمى بزرگ داشت. و گویند: معنایش آن است كه او از شرك بریده بود و باطن او از علم و ایمان سرشار بود

ابن منظور گوید: تازیان ریختگى موى جلوى سر را دوست مى‏دارند، و چنین كسى را به فال نیك مى‏گیرند.

ـ یعسوب الدین
آن حضرت را یعسوب الدین و یعسوب المؤمنین نامیده‏اند، زیرا یعسوب ملكه زنبوران عسل است كه از همه قوى‏تر و هوشیارتر است،بر در كندو مى‏ایستد و هر زنبورى كه عبور مى‏كند دهانش را مى‏بوید، اگر بوى بدى از او بشنود مى‏فهمد كه از گیاه بدى استفاده كرده،پس او را دو نیم مى‏كند و بر دو كندو مى‏افكند تا زنبورهاى دیگر عبرت گیرند.على علیه السلام نیز بر در بهشت مى‏ایستد و دهان مردم را مى‏بوید،هر كسى را كه بوى دشمنى خود ازاو بشنود در آتش دوزخ مى‏افكند.

ـ ابو تراب
ابو تراب به معناى پدر خاك، یا دمساز خاك، یا پدر و رئیس خاكیان است.

شاعربزرگ،شیخ كاظم ازرى رحمه الله گوید:

"لم تكن هذه العناصر الا من هیولاه حیث كان أباها "

«این عناصر (چهارگانه) از ماده او به وجود آمده‏اند، زیرا كه او پدر عناصر است

شاعر توانا عبد الباقى افندى مصرى رحمه الله گوید:

"یا أبا الاوصیاء انت لطه‏ صهره و ابن عمه و اخوه‏ ان الله فى معانیك سرا اكثر العالمین ما علموه‏ انت ثانى الآباء فى منتهى الدو ر و آباؤه تعد بنوه"

«اى پدر اوصیا،تو داماد عمو زاده و برادر طاها (پیامبر خدا) هستى».

«خدا را در وجود تو اسرارى است كه بیشتر مردم عالم نمى‏دانند».

«تو در آخر دایره وجود (در قوس صعود)آن دومین پدر هستى كه پدرانش فرزندان او به حساب مى‏آیند».

 شیخ علاء الدین سكتوارى در محاضرة الأوائل(ص 113)گوید: نخستین كسى كه به كنیه «ابو تراب» نامیده شد على بن ابى طالب رضى الله عنه است،این كنیه را رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم، به او داد آن گاه كه دید او بر روى زمین خوابیده و خاك بر پهلوى او نشسته است،از روى لطف و مهربانى به او فرمود:برخیز اى ابو تراب.
و این محبوبترین القاب او به شمار مى‏رفت،و از آن پس، به بركت نفس محمدى این كرامتى براى او گردید، زیرا خاك خبرهاى گذشته و آینده تا روز قیامت را براى او باز مى‏گفت. این را بفهم كه رازى است بى‏پرده.

بایة بن ربعى گوید: به عبد الله بن عباس گفتم: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم از چه رو على علیه ‏السلام را ابوتراب نامید؟ گفت: از آن رو كه على علیه السلام صاحب زمین و حجت خدا بر اهل آن پس از رسول خداست، و بقاى زمین و آرامش آن به اوست، و از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم مى فرمود: چون روز قیامت شود و شخص كافر پاداش و نزدیكى و كرامتى را كه خداى متعال براى شیعیان على آماده نموده ببیند گوید: «اى كاش من ترابى بودم» یعنى كاش از شیعیان على (ابو تراب) بودم. و این است معناى این آیه كه كافر گوید: كاش من تراب (خاك) بودم.

علامه مجلسى رحمه الله در بیان این جمله گوید:ممكن است ذكر آیه در اینجا براى بیان علت دیگرى در نامگذارى آن حضرت به ابو تراب باشد، زیرا شیعیان او به جهت تذلل بیش از اندازه و تسلیم بودن در برابر فرمانهاى حضرتش تراب نامیده شدند ـ چنانكه در آیه كریمه آمده ـو چون آن حضرت صاحب و پیشوا و زمامدار آنهاست ابوتراب نام گرفته است.

www.tazkereh.net.

 


 





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 بهمن 1389 05:06 ب.ظ