تبلیغات
بندگی خدا - زندگی نامه بزرگان
یک عمر با تمام وجود گناه کردیم..نه عذابمان کرد و نه گناهانمان را فاش! اگر بندگی اش را بکنیم، با ما چه می کند.!؟

زندگی نامه بزرگان

شنبه 29 آبان 1389 08:04 ب.ظ

نویسنده : ادواردو آنی یلی

 

 

شهید اداواردو آنیلی كه بود ؟

زندگینامه و نحوه شهادت ادواردو ( مهدی ) آنیلی فرزند یك خانواده ثروتمند ایتالیایی

دانلود فیلم مستند زندگی و شهادت Edvardo Anieli

 

 زندگینامه

ادواردو آنیلی در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ در نیویورک به دنیا آمد.

او تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا و سپس در کالج آتلانتیک انگلستان گذراند. پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون آمریکا با درجه دکترا فارغ التحصیل شد.

 

خانواده آنیلی                   

پدرش سناتور جیووانی آنیلی ثروتمند ایتالیایی و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات  ، فراری ، لامبورگینی ، لانچیا آلفارمو ، ایویکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد و لباس، روزنامه‌های پرتیراژ لاستامپا وکوریره دلاسرا، باشگاه اتومبیل رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود. افزون بر اینها چندین شرکت ساختمان سازی، راه سازی، تولید لوازم پزشکی و بالگرد سازی هم وجود دارد که خانواده آنیلی جزء سهامداران اصلی آنها می‌باشند.

 

اسلام

ادواردو شرح مسلمان شدنش را چنین می‌گوید:

در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می‌زدم و کتابها را نگاه می‌کردم چشمم افتاد به قرآن . کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آنرا برداشتم وشروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم ، احساس کردم که این کلمات ،کلمات نورانی است ونمی تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم, آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم                                                  

بعد از این قضیه به یک مرکز اسلامی در نیویورک مراجعه می‌کند و درخواستش مبنی بر این‌که می‌خواهد مسلمان شود را مطرح می‌کند. آن‌ها هم نام «هشام عزیز» را برای وی انتخاب می‌کنند.

 

تشیع

اولین آشنایی وی با تشیع و انقلاب اسلامی ایران از طریق یکی از مصاحبه‌های دکتر محمد حسن قدیری ابیانه (رایزن مطبوعاتیسفارت ایران در ایتالیا بین سالهای ۵۸ تا ۶۱) از طریق تلویزیون ایتالیا بوده است و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه می‌کند و پیوند دوستی بین آنها ایجاد می‌شود.

دکتر قدیری در مورد اولین ملاقاتش با ادواردو می‌گوید:

بعد از یک میزگرد مطبوعاتی که برگزار کردیم -به عنوان رایزن مطبوعاتی سفارت ایران-، یک روز یک‌شنبه در حالی که من در اقامت‌گاه سفارت بودم، دربان سفارت گفت که یک جوان ایتالیایی آمده و می‌خواهد شما را ببیند. من هم گفتم اگر می‌شود به او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان می‌گوید خدا هر در بسته‌ای را می‌گشاید. من هم گفتم در را باز کنند و خودم هم رفتم به استقبال‌اش. جوان قد بلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون این‌که انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهِ آنیلی معروف نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم.

 و زمانی که فخرالدین حجازی در سال ۱۳۵۹ به ایتالیا سفر می‌کند و با ادواردو آشنا می‌شود، از او می‌خواهد که یک بار دیگر تشرف خویش را به تشیع اعلام نماید. سپس فخرالدین حجازی نام مهدی را برای او انتخاب می‌کند. او در مکاتبات خود از نام هشام عزیز که سال‌ها از آن استفاده کرده بود، استفاده می‌کرد و در مکالمات خود با دوستان ایرانیش از نام مهدی استفاده بهره می‌گرفت.

ادواردو همواره به دنبال این بود که دوستان و بستگانش را با اسلام‌ آشنا کند. به دعوت او دوستش، لوکا گائتانی لاواتلی اسلام‌ آورد و مسلمان‌ شد. او مدتی در ایتالیا منزوی بود و در یک آپارتمان در شهر رم‌ زندگی می‌کرد.

 

ادواردو در صف اول نماز جمعه تهران- فروردین 1360

او چند بار به ایران سفر کرده و با روح‌الله خمینی و سیدعلی خامنه‌ای دیدار کرده و به زیارت علی ابن موسی رضا، امام هشتم شیعیان رفت.

 

هاشمی رفسنجانی در صفحه42 کتاب عبور از بحران می نویسد: " آقای فخرالدین حجازی و پسر مدیر شرکت فیات از ایتالیا که مسلمان شده است به زیارت امام آمدند و از نیازهای دانشجویان اسلامی خارج از کشور مطالبی گفتند ". (شنبه6فروردین1360)

ادواردو با اینکه به دلیل موقعیت مالی و سیاسی خانوده اش با بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی جهان ملاقات کرده بود، اما در ملاقات با حضرت امام(ره) به شدت شیفته سادگی، عظمت و معنویت ایشان شده بود که این ارتباط عملا مسیر زندگی ادواردو را عوض کرد.

"ایگورمن" خبرنگار روزنامه لاستامپا ایتالیا می گوید: وقتی ادواردو از ملاقاتش با حضرت امام و تحت تاثیر قرار گرفتنش صحبت می کرد، من احساس کردم که امام او را سحر کرده است.

ادواردو همچنین یک ماه قبل از شهادتش قصد داشت به ایران بیاید، ولی والدین او برای ممانعت از این سفر، گذرنامه اش را پنهان کرده بودند.

 

 

راز شهادت 

۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۰ (۲۴ آبان ۱۳۷۹) جسد ادواردو در زیر پل «ژنرال فرانکو رومانو» پیدا شد، ظاهر قضیه نشان می‌داد که وی از روی پل به پائین پرت شده ‌است

آقای دكتر باوا میگوید :  

ادواردو تصمیم داشت با ایجاد تغییراتی اساسی در قسمت مدیریت تجاری شركت فیات به خیلی از مسایل مبهم و زد و بندها پایان دهد. نكته دیگر این است كه به غیر از دادستانی ایتالیا، گزارش اداره پلیس جنایی ایتالیا در دست من است كه با ارائه شواهدی سعی كرده‌اند قتل او را یك خودكشی جلوه دهند. شواهد صحنه قتل همگی حكایت از غیرواقعی بودن خودكشی دارند.

به عقیده من كسی از آشنایان خانواده انیلی یا افرادی كه در منزل آنها رفت و آمد می‌كرده‌اند، ادواردو را در خانه به قتل رسانده و سپس جنازه او را به زیر پل انتقال داده‌اند. من براساس مدارك و مستندات می‌توانم این امر را اثبات كنم. انگیزه‌های قتل به عقیده من بیشتر از یكی هستند؛ 1- به قدرت رسیدن ادواردو در فیات به این معنا بود كه دست بسیاری از قدرت‌های مافیایی و جنایتكار از این كارخانه بسیار مهم قطع می‌شد چرا كه او قطعا دستور بسیاری از لابی‌های قدرت خارجی و داخلی را اجرا نمی‌كرد. 2- همه می‌دانستند كه او با ارتباط اقتصادی همه‌جانبه با لابی صهیونیسم روسیه به شدت مخالف بود و قطعا داماد خانواده انیلی كه از افراد بانفوذ و ثروتمند روسیه بود، هرگز نمی‌توانستاین مخالفت ادواردو را بپذیرد.

«ادواردو انیلی» با «یلتسین» و تمام گروه او و جانشینانش به شدت مخالف بود و این مخالفت خود را بارها اعلام كرده بود. با توجه به تمام این دلایل و شواهد من نتیجه‌گیری و قضاوت را به عهده خوانندگان شما می‌گذارم.


آثار پیرامون او

آثار زیادی پیرامون او تهیه شده است. از آن جمله فیلم ادواردو است. کتاب های زیادی نیز راجع به شخصیت و زندگی او نوشته شده است که از آنها می‌توان به کتاب هدیه مسیح (سیری در زندگی ادواردو آنیلی) از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی اشاره کرد.

نیویورك، منزل سناتور آنیلی، 6 ژوئن 1954

بخش سیاسی- اولین فرزند خانواده مطرح و صاحب‎ نفوذ آنیلی متولد می‎شود. آن‌ها برای او اسم ادواردو را انتخاب می‎كنند. پدرش سناتور جیووانی آنیلی یك مسیحی كاتولیك و مادرش پرنسس مارلا كاراچولو، یهودی بود. خانواده آنیلی كه از آنان به‎عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام برده می‌شود، ثروتمندترین و پرنفوذترین خانواده ایتالیا هستند كه هفت كارخانه اتومبیل ‎سازی، چندین بانك خصوصی، باشگاه ورزشی یوونتوس و... بخشی از سرمایه عظیم آنان است.


ادواردوآنیلیرم، لندن، نیویورك

ادواردو تحصیلات ابتدایی و مقدماتی خود را در ایتالیا گذراند و پس از آن به كالج آتلانتیك در انگلستان عزیمت كرد. بعد از آن هم برای ادامه تحصیلات به ایالات متحده رفت. با این كه زمینه خانوادگی برای او اقتضا می‎كرد تا در رشته‎های مهندسی یا اقتصاد ادامه تحصیل دهد، اما ادواردو گمشده‎ای داشت كه باید آن را در جایی دیگری می‎‎‎جست. به همین خاطر، رشته ادیان را برگزید و مطالعات خود را به شناخت ادیان مختلف اختصاص داد.


كتابخانه دانشگاه پرینستون، 1974

در یكی از روز‌های دوران دانشجویی‎اش در آمریكا هنگامی كه در كتابخانه قدم می‎زد، با كتاب تازه‎ای مواجه شد؛The Holy Quran.  آن را برداشت و مقداری از آن را مطالعه كرد. احساس عجیبی به او دست داد. او آن لحظه نمی‎دانست كه این كتاب آینده‎اش را به‎كلی دگرگون خواهد کرد. از آن جایی‎كه پدرش كاتولیك و مادرش یهودی بودند، زمینه حقیقت‎جویی و تفحص در مورد ادیان و مكاتب در وی ایجاد شده بود.


مركز اسلامی نیویورك، 1974

بعد از مطالعه بخش‎های زیادی از قرآن، فهمید گمشده خود را در جملات نورانی آن یافته است. در حالی‎ که 20 سال سن داشت، به مركز اسلامی نیویورك مراجعه و اعلام كرد كه می‎خواهد مسلمان شود. همان جا هم شهادتین را بر زبان جاری کرد و آنان هم نام هشام عزیز را برای وی انتخاب كردند.


رم، سفارت جمهوری اسلامی ایران، 1980

ادواردو شبكه‎های تلویزیونی ایتالیا را بالا پایین می‎كرد كه برنامه‎ای به چشمش جالب آمد؛ مناظره‎ای بین نمایندگانی از ایران، عراق، آمریكا و ایتالیا كه در آن محمدحسن قدیری ابیانه - رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا- سخنش را با نام خداوند قویتر از ناو‌های آمریكا شروع كرده بود. تا انتهای مناظره را با دقت و علاقه تماشا كرد. خیلی خوشحال بود كه در تلویزیون ایتالیا سخنی از خدای قدرتمند شنیده است. چند روز بعد با موتورگازی دربان منزل‎شان به سفارت ایران در رم رفت. چون یكشنبه بود و روز تعطیل، با در بسته سفارت مواجه شد اما آن‎قدر اصرار كرد كه عاقبت قدیری ابیانه شخصا به استقبالش رفت و از همین‎جا باب آشنایی بیشتر او با ایران و انقلاب اسلامی فراهم شد.


تهران، جماران، بیت امام خمینی (ره)،6 فروردین 1360

ادواردوآنیلی

ادواردو كه به‎شدت به انقلاب اسلامی ایران علاقه‎مند شده، در اولین سفرش فرصت پیدا می‎كند تا به اتفاق فخرالدین حجازی به دیدار امام خمینی برود. در همین دیدار است كه حضرت امام (رحمت‎الله علیه) در حضور آیت‌الله خامنه‎ای، حاج سیداحمد آقا و آیت‎الله ‌هاشمی رفسنجانی پیشانی ادواردو را می‌بوسند.

زمین چمن دانشگاه تهران، صف اول نماز جمعه، 7 فروردین 1360

ادواردو پس از دیدار با امام، این بار به نماز جمعه تهران می‎رود تا در صف اول به امامت آیت‎الله خامنه‎ای نماز بخواند. تصاویری از آن نماز كه بعد‌ها با تلاش بسیار از آرشیو بیرون كشیده شد، خیلی كمك كرد كه اثبات كند ادواردو مسلمان و شیعه بوده است.


تورینو، ویلای بزرگ آنیلی‎ها، دهه 80 میلادی

در ابتدای مسلمان شدن ادواردو، خانواده‎اش تصور می‌كردند كه این اقدام وی، حاصل شور و نشاط جوانی است و پس از مدتی به حال سابق برمی‎گردد؛ اما با گذشت زمان، ادواردو بر ایمان و عقیده خود پافشاری بیشتری می‌كند و برای اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی از هیچ كوششی دریغ نكرده، حتی خانواده خود را نیز به اسلام دعوت می‌كند. او امام خمینی را به‎عنوان مرجع خود پذیرفته و از حكم اعدام سلمان رشدی دفاع می‌كند. با تلاش فراوان او، فیلم مستندی درباره اسلام تهیه می‎شود كه از شبكه اول ایتالیا به پخش می‎رسد و... همه این اقدامات باعث می‎شود كه روز به روز سخت‎گیری و فشار خانواده بر وی بیشتر شده و كم‎كم ویلای مجلل آنیلی‎ها، به زندانی مخوف برای او تبدیل شود كه حتی اجازه تردد عادی و خروج بدون اجازه را هم ندارد.


رم، شورای رهبری فیات، اواخر دهه 80

شورای رهبری فیات جلسه‎‎ای برای انتخاب جانشین سناتور آنیلی تشكیل داده است تا مدیر پس از مرگ او مشخص شود. در آن جلسه اكثریت اعضا، ادواردو را به دلیل عقاید مذهبی، برای تصدی این سمت نامناسب تشخیص دادند. اما به هر ترتیب او وارث اصلی و قانونی بود و برای كنار گذاشتن و حذف او از این ثروت عظیم، باید بهانه‎هایی تراشیده می‎شد تا می‎توانستند توجیهی برای افكار عمومی داشته باشند.


كنیا، سواحل مالیندی، اكتبر 1990

ادواردو به جرم حمل 300 گرم هروئین در این شهر ساحلی قاره آفریقا دستگیر می‎شود. خبر به‎سرعت در رسانه‎های ایتالیا و خارج از آن منتشر می‎شود كه فرزند ارشد جیووانی آنیلی به جرم حمل مواد دستگیر شد. همین كافی است تا زمینه‎ها برای كنار گذاشتن او مساعدتر شود. اگرچه خبر اندكی بعد تكذیب شود.


سوئیس، بیمارستان روانی، اوایل دهه 90

مسلمان شدن ادواردو و احتمال اعتیاد او بهانه‎های مناسبی بود تا خانواده ادعا كنند او بیماری روحی و روانی دارد و باید تحت درمان باشد. لذا او را در یك بیمارستان روانی در مرز‌های سوئیس بستری كردند؛ بیمارستانی كه همه پزشكان و پرستاران آن، یهودی بودند. در آن بیمارستان وی احساس عدم امنیت می‌كرد و در این باره به یكی از دوستان صمیمی‎اش گفته بود: «صهیونیست‌‌ها مرا خواهند كشت و اجازه نمی‌دهند كه این ثروت به یك مسلمان برسد.»


رم، شورای رهبری فیات، 1997

ادواردوآنیلی
«جیووانی اومبرتو» پسر عموی مسیحی ادواردو كه به جای او به عنوان وارث آنیلی‎ها انتخاب شده بود و ادورادو هم از انتخابش راضی بود، بر اثر سرطان ناشناخته‎ای درگذشت. شورای رهبری فیات تشكیل جلسه داد و بلافاصله « جان لاپو الكان»خواهرزاده یهودی ادواردو را به جانشینی برگزید. این اقدام ادواردو را بسیار ناراحت كرد و ضمن ابراز مخالفت، اجازه نداد نام خانوادگی «آنیلی» را بر خواهرزاده یهودیش بگذارند. این بهترین نشانه بود بر پیش‎بینی‎ای كه ادواردو از نقشه صهیونیست‎ها برای تصاحب اموال خاندانش داشت.


بزرگراه تورینو - ساوونا، پل رومانو، 15 نوامبر 2000

ادواردو برای انجام كار‌های روزمره از منزل خارج شد. قبل از بیرون رفتن به آشپز خانواده، سفارش غذای مورد علاقه‎اش را داد؛ غذایی كه از گوشت حلال تهیه شده باشد. اما ساعتی بعد پیكر بی‎جان او در حاشیه رودخانه زیر پل بزرگ رومانو پیدا شد؛ در حالی‎كه خودروی او هم روی پل ر‌ها شده بود. در همان روز هم با اصرار اطرافیان بدون كالبدشكافی در مقبره خانوادگی آنیلی به‎عنوان یك مسیحی به خاك سپرده شد. همان روز رسانه‌‌های ایتالیا و از جمله روزنامه‎های پرتیراژ پدرش اعلام كردند كه ادواردو خودكشی كرده است؛ چراكه او مدت‌‌ها بود كه معتاد و منزوی شده بود. علی‎الظاهر پرونده ادواردو بسته می‎شود اما این آغازی بر یك پایان است

منبع:تابناک





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 29 آبان 1389 08:14 ب.ظ